مقدمه:
با مطالعه سابقه پیشرفت فن آوری در كشورهاي درحال توسعه، خصوصا كشورهاي شرق آسيا، ملاحظه مي شود كه آنها در مسير توسعه خود براي تسريع در حل مشكلات بخش صنعت، بنيان فن آوری كشور خود را از طريق انتقال آن از ساير كشورهاي توسعه يافته تقويت كرده و سپس با ايجاد زيربناي اقتصادي مناسب درصدد تقويت مراكز دانشگاهي و پژوهشی خود برآمده اند. اگر كشورهاي درحال توسعه به عنوان يك راه حل ديگر قصد دارند كه خود دانشهاي علمي و فني ضروري جهت توسعه اقتصادي را بدون بهره گيري از دانشهاي موجود كه نتيجه تحقيقات پژوهشگران و انديشمندان جهان است كسب كنند، اين نه تنها عملي بس مشكل است، بلكه باعث اتلاف غيرمنطقي نيروها مي شود. به علاوه دستيابي به چنين راه حلي در مدت زماني كه كشورهاي كم رشد جهت رسيدن به توسعه اقتصادي درنظر گرفته اند امكان پذيرنيست. حتی کشورهای پیشرفته صنعتی نیز ترجیح میدهند و ناگزیرند که بخشی از فن آوریهای مورد نیاز خود را وارد کنند. براساس برخی آمارها، روزانه ۲ هزار قرارداد انتقال فن آوری در جهان منعقد میشود. انتقال موفق فن آوری نياز به شناخت اهداف صنعت، منابع فن آوری، نحوه ابداع و نحوه انتقال، روشهاي انتقال، فاكتورهاي تاثيرگذار، نحوه جذب و نحوه توسعه آن دارد و هريك از آن شناختها متكي به تخصص ويژه خود است. بدون استفاده از كارشناسان انتقال فن آوری و اصول مديريت فن آوری، معمولاً عمل انتقال يا اصولاً صورت نميگيرد و يا انتقال فن آوری مورد نظر بصورت ناقص و نيمبند انجام مي شود.
از طرفی ورود بیرویه فن آوری خارجی بویژه هنگامی که زیرساختهای فن آوری کشور واردکننده استوارنباشد، هیچ پیامدی جز انتخاب ضعیف فن آوری و تداوم وابستگی نخواهد داشت و هیچگاه منجر به توسعه درونزای فن آوری و مشارکت کشور در تولید جهانی فن آوری نخواهد شد. براي کاستن فاصله تکنولوژي بين کشورهاي پيشرفته و کشورهاي درحال توسعه انتقال تکنولوژي بهترين گزينه است. براي اين کار بايستي به عناصر تشکيل دهنده تکنولوژي توجه كرد .
تعاریف انتقال فن آوری و دانش
فن آوری ابزارها, روندها و روش هايی است که در رشته های گوناگون صنعتی به کار گرفته می شود (فرهنگ لاروس) و عنصري اساسي در پيشرفت فعاليتهاي تجاري بنگاههاي صنعتي و توسعه اقتصادي كشورهاست. اما يكي از تعاريف رايج و در عين حال موسع از فن آوری عبارت از كاربري و اعمال تجاري دانش علمي است. دامنه انتقال فنآوري از انتقال تجهيزات تا آموزش فني، يادگيري روشها، انتقال مهارتها و تخصصها و نرمافزارها را دربر ميگيرد.
فن آوری به منزله تمامي دانشها، محصولات، فرآيندها، ابزارها، روشها، و سيستمهايي است كه در خلق كالاها يا ارائه خدمات مورداستفاده قرار ميگيرد.
انتقال فن آوری، معادل انتقال دانش و توانایی استفاده از اطلاعات خواهد بود و وقتی محقق شده است که گیرنده آن بتواند از فن آوری انتقالی در راستای نیازهای خود استفاده کند. اجازه بدهید تعاریف دیگری از انتقال فن آوری را مرور کنیم:
انتقال فن آوری یعنی انتقال دانش فنی به فراخور شرایط بومی، همراه با جذب و اشاعه اثربخش آن درون یک کشور و یا از کشوری به کشور دیگر.
انتقال فن آوری یعنی صدور عوامل فن آوری مشخص از کشورهای توسعه یافته به کشورهای در حال توسعه، به گونهای که کشورهای در حال توسعه بتوانند تسهیلات تولیدی جدیدی را ایجاد کرده و به کار اندازند.
انتقال فن آوری یعنی استفاده از فن آوری موجود در جایی که قبلاً از آن استفاده نشده است.
انتقال فن آوری به طور کلی شامل انتقال توانایی کاربرد و همچنین تطبیق و تغییر و در بسیاری از موارد ایجاد نوآوری در محصول، فرایند و یا تجهیزات است.
انتقال فن آوری فرایندی است که طی آن، اطلاعات و پیشرفتهای یک سازمان به صورتی درمیآید که قابل استفاده برای سازمان دیگری باشد. این امر به معنای سازگار کردن یک فن آوری جدید با محیطی دیگر از طریق تغییر و به کارگیری خلاقانه آن است.
انتقال فن آوری یعنی مبادله شایستگی و تفکری که در ورای آن قرار دارد، چه به منظور اعتلای شایستگیهای موجود و چه به منظور پشتیبانی از صنایع کشورهای روبه توسعه در امور طراحی و توسعه محصولات و فرایندها.
انتقال فن آوری فرايند پيچيده و دشواري است. خريد و انتقال فن آوری بدون مطالعه و بررسي لازم، نه تنها مفيد نخواهد بود، بلكه ممكن است علاوه بر هدر رفتن سرمايه و زمان، به تضعيف فن آوری ملي هم بيانجامد. نگاه به انتقال بايد بهعنوان فرايندي باشد كه از طريق آن فن آوری وارداتي به گونهاي كسب شود كه نه تنها براي توليد محصول بهكار گرفته شود، بلكه زمينهاي براي خلق فن آوری جديد باشد.
مركز انتقال فن آوری آسيا و اقيانوسيه APCTT به چهار عنصر اساسي فن آوری اشاره ميكند:
1) فن آوری افزار Techno Ware
فن آوری افزار يا به عبارتي سخت افزار، در حقيقت همان فن آوری متجسم در اشياء است و شامل ماشين ، تجهيزات و ابزار توليد آنها، يعني كارخانهها و غيره ميشود كه در اصل تسهيلات فيزيكي و تجهيزاتند.
2) انسان افزار (Human Ware)
انسان افزار، به معني فن آوری متجسم در انسان است و شامل مهارتهاي توليد، نوآوري و خلاقيت ميگردد كه در حقيقت توانائيهاي انسان، مهارت، تجربه و استعداد و هوش او را دربرميگيرد.
3) اطلاعات افزار (Info Ware)
اطلاعات افزار عبارت است از فن آوری متجسم در مدارك و اسناد كه در مجموع به آنها دانش يا اطلاعات گفته ميشود. اين جزء از فن آوری به صورت دانش است و در قالب تئوريها و نظريهها، طرحها، دستنامهها، پايگاههاي كامپيوتري و غيره تجلي مييابد.
4) سازمان افزار (Org. Ware)
سازمان افزار عبارت است از فن آوری متجسم در سازمان و مديريت كه در حقيقت عامل ارتباط دهنده و هدايت كننده ساير اجزاء فن آوری است و عمليات توليد يا ارائه خدمت را رهبري
برخي از عوامل تاثيرگذار برنحوه انتقال
1) انگيزه، هدف، معيار و سود مورد توافق متقاضي و عرضه كننده فن آوری.
2) سطح فن آوری و قابليتهاي متقاضي در امر انتقال كامل آن.
3) استراتژي فروشنده براي فروش فن آوری.
4) منابع اطلاعاتي موجود وقدرت چانهزني متقاضي.
5) سياست كلي جاري و فن آوریكي كشور متقاضي.
روشهای انتقال فن آوری
تجربه کشورهای تازه صنعتی شده نشان میدهد که انواع مختلفی از روشهای انتقال مورد استفاده قرار گرفته است. در برخی از کشورها مانند کره جنوبی، تایوان و هنگکنگ از «واردات کالاهای سرمایهای و ماشینآلات صنعتی» به عنوان مهمترین روش انتقال فن آوری در دهه ۱۹۸۰ یاد میشود. درحالی که در بسیاری از کشورهای جنوب شرقی نظیر چین، مالزی، سنگاپور و تایلند، «سرمایهگذاری مستقیم خارجی»، عمدهترین روش انتقال فن آوری و مهارتهای فنی و مدیریت به این کشورها بوده است.
برخی از مهمترین روشهای اکتساب و انتقال فن آوری عبارتند از:
۱) انتقال فن آوری از طریق سرمایهگذاری مستقیم خارجی
انتقال فن آوری و دانش فنی از طریق روش کلید در دست، به قراردادهایی اطلاق میشود که عرضهکننده فن آوری تعهد میکند. تمامی عملیات مدیریتی فنی و خدمات مهندسی مورد نیاز برای برنامهریزی، ساخت و نصب پروژههای تکنیکی را در برابر دریافت مبلغی مشخص انجام دهد. به بیانی دیگر، در قرارداد کلید در دست، عرضهکننده فن آوری مجموعهای کامل از تجهیزات فیزیکی و ابزارآلات به همراه نصب و راهاندازی آنان را برعهده میگیرد.
کشورهای در حال توسعه، معمولاً از این روش در مراحل اولیه توسعه صنعتی خود استفاده میکنند.
۲ ) انتقال فن آوری از طریق سرمایهگذاری مشترک
یکی از دیگر روشهای متداول انتقال فن آوری، سرمایهگذاری مشترک است که به صورت همکاری و قرارداد مشترک بین شرکت محلی در کشور میزبان و طرف خارجی آن منعقد میشود. تفاوت اصلی میان قراردادهای سرمایهگذاری مشترک و سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI) در این است که در اولی، هر دو طرف قرارداد در تصمیمگیری، کنترل و فوائد معامله سهیم هستند و در دومی، معمولاً سرمایهگذار، کنترل اصلی را در جریان انتقال برعهده دارد.
در این روش، طرف دریافتکننده فن آوری قادر است از فن آوریهایی بهرهبرداری کند که به تنهایی توان استفاده و بهرهبرداری از آن را نداشته است. در نتیجه، هرقدر میزان و درجه همکاری و حضور طرفین قرارداد سرمایهگذاری مشترک در همه زمینهها نظیر تحقیق و توسعه، کنترل کیفیت و ترتیبات سازماندهی بیشتر باشد، درجه موفقیت آن نیز افزایش مییابد.
با وجود مزایای گوناگون انتقال دانش فنی و مهارتهای مدیریتی توسط قراردادهای سرمایهگذاری مشترک، موقعی که اهداف عرضهکننده و دریافتکننده فن آوری با یکدیگر مغایرت داشته باشد، دستبایب یه توافقی همه جانبه و پایدار، بسیار مشکل است. این روش در ایران جواب نداده و موجب شده است تا بخشهای کم ارزش قراردادها انجام شود.
۳) انتقال فن آوری از طریق قراردادهای لیسانس
قرارداد لیسانس، به قراردادهایی اطلاق میشود که توسط عرضهکننده لیسانس برای مدتی معین و در برابر مبلغی مشخص (که معمولاً Royalty است) به دریافتکننده آن فروخته میشود. تفاوت اصلی میان قرارداد لیسانس و سرمایهگذاری مشترک در این است که در اولی، سهم یکسانی از مشارکت بین طرفین قرارداد وجود ندارد. عرضهکننده لیسانس موافقت میکند که فن آوری مورد نیاز را توسط سرمایهگذاری کامل دریافتکننده فن آوری فراهم سازد. به علاوه، قرارداد به طورکلی یکی از منابع ارزانتر فن آوری تلقی شده و موجبات خوداتکایی فن آوریکی کشور دریافتکننده فن آوری را فراهم میسازد. در کل، کشورهایی که دارای قابلیتهای بیشتر و بهتر جذب فن آوری هستند، بیشتر از این روش برای انتقال فناوری استفاده میشود.
۴) انتقال فن آوری از طریق قراردادهای کلید در دست
انتقال فن آوری و دانش فنی از طریق روش کلید در دست، به قراردادهایی اطلاق میشود که عرضهکننده فن آوری تعهد میکند تمامی عملیات مدیریتی فنی و خدمات مهندسی مورد نیاز برای برنامهریزی، ساخت و نصب پروژههای تکنیکی را در برابر دریافت مبلغی مشخص انجام دهد. به بیانی دیگر، در قرارداد کلید در دست، عرضهکننده فن آوری مجموعهای کامل از تجهیزات فیزیکی و ابزارآلات به همراه نصب و راهاندازی آنان را برعهده میگیرد.
کشورهای درحال توسعه، معمولاً از این روش در مراحل اولیه توسعه صنعتی خود استفاده میکنند.
۵) انتقال فن آوری از طریق واردات کالاهای سرمایهای و ماشینآلات
از دیگر روشهای انتقال دانش فنی، وارد کردن کالاهای سرمایهای و ماشینآلات است که نقش مهمی در افزایش ساختار صنعتی و توانایی فن آوریکی کشور گیرنده فن آوری، ایفا میکند. کشورهای تازه صنعتی شده جنوب شرقی آسیا با اتخاذ سیاستهای مناسبی نظیر اجرای مؤثر راهبرد توسعه صادرات، توانستند از طریق درامدی عاید از صادرات محصولات صنعتی خود، پشتوانه مالی مناسبی برای واردات ماشینآلات و کالاهای سرمایهای به دست آورند. مثلاً، کره جنوبی در دهه ۸۰ به طوری گسترده از این روش (واردات ماشینآلات و کالاهای سرمایهای) به عنوان یکی از عمدهترین طرق انتقال فن آوری به داخل کشور استفاده کرد.
۶) انتقال فن آوری از طریق قراردادهای بیع متقابل
در این روش، عرضهکننده فن آوری موافقت میکند که امکانات تولیدی را برای متقاضی فراهم کند و در آینده از محصولات تولیدی وی به عنوان بازژرداخت اصل و سود سرمایهگذاری خود، خریداری کند. معمولاً قراردادهای بیع متقابل نه تنها شامل ماشینآلات و وسایل میشوند بلکه همچنین شامل استفاده از دانش فنی و کمکهای فنی عرضهکننده فن آوری میشود که برای تولید محصولات به کار میرود میگردد. مهمترین مشوق و انگیزه عرضهکننده فن آوری در ورود به قرارداد بیع متقابل، استفاده و بهرهبرداری از منابع طبیعی و انسانی ارزان در کشور دریافتکننده فن آوری است. مهمترین انگیزه برای دریافتکننده فن آوری، انتقال فن آوری صنعتی و بهرهبرداری حداکثر از منابع طبیعی و انسانی در کشور خویش است.
۷) انتقال فن آوری از طریق مهندسی معکوس
انتقال فن آوری از این طریق، معمولاً توسط خرید نمونههای ماشینآلات از خارج و پیادهسازی و کپی از روی آنها صورت میپذیرد. بویژه آن دسته از ماشینآلاتی که از فن آوری سادهتری برخوردار هستند. انتقال فن آوری از طریق مهندسی معکوس، معمولاً زمانی صورت میپذیرد که شرکتهای چندملیتی و یا کشور عرضهکننده فن آوری، از انتقال حق امتیاز فن آوریهای پیشرفته به کشورهای در حال توسعه، امتناع ورزند. در این حالت، شرکت و یا کمپانی محلی در کشور دریافتکننده (در حال توسعه) تلاش میکند تا از روی محصول تولیدی اصلی، محصول مشابه آن را بسازد. انتقال فن آوری از این طریق، در صنایعی که اجزای ترکیبی آن بسادگی قابل دسترسی است، مانند صنایع کامپیوتر و نیمه هادیها، متداولتر است. گفتنی است که استفاده از این روش برای کشورهای ضعیف از نظر تواناییهای درونزای فن آوریکی، بسیار دشوار به نظر میرسد.
۸) انتقال فن آوری از طریق قراردادهای کمکهای فنی و خدمات مهندسی
الف) کمکهای فنی: کمکهای فنی عموماً خدمات و اطلاعات فنی و مدیریتی (صنعتی) است که در تولید و ساخت محصول یا مواد، مورد نیاز باشد. معمولاً این خدمات از طرف واحدهای تولیدی که دارای تجارب لازم و کافی در این زمینه باشند ارائه میشود.
ب) خدمات مهندسی: خدمات مهندسی به آن دسته از کارهای فنی اطلاق میشود که برای ایجاد پروژهای صنعتی یا تولیدی، به کار آید. این خدمات معمولاً توسط مؤسسات مهندسی با تجربه در امر موردنظر و یا فروشندگان ماشینآلات اصلی طرح، ارائه میشود.
۹) انتقال فن آوری از طریق استخدام پرسنل علمی و فنی
در این شیوه، قبل از هرچیز باید یادآور شد که قبل فن آوری، انسان است. انسانی که میتواند سختافزار و دانش فنی را بخوبی به کار گیرد و در روندی تکاملی، بخشی از نیازهای فن آوریک بشریت را برآورده سازد. تجربه نشان داده است کشورهایی که سرمایههای انسانی خود را غنی کرده و بدرستی جهت دادهاند، توانستهاند تمامی مؤلفههای فن آوری را فراهم کرده و به پیشرفت قابل توجهی دست یابند.
درصورتی که حداقل آمادگی فن آوری در کشور یا بنگاه نیازمند فن آوری وجود داشته باشد، میتوان با استفاده از تجارب مهندسان و متخصصان توانمند در عرصه مورد نیاز، به فن آوری دست یافت. برای استفاده از این روش، آمادگی و انگیزه و علاقه متقاضی به کسب فن آوری ضروری است و با وجود این شرایط میتوان با هزینه بسیار پایینتری نسبت به سایر روشهای انتقال فن آوری، فن آوری را کسب کرد.
شیوههای مدرن انتقال فن آوری
صنایع رقابتجویی که نگران آینده خود هستند، عمیقاً دریافتهاند که دیگر نباید در خانههای خود بنشینند و بیگانگان را به انتقال رسمی و پرهزینه فن آوری فراخوانند. آنان از تحلیل فرصتهای نوین آموختهاند که میتوانند و باید مرزهای حضور خود را در اقصی نقاط جهان بگسترانند و هرجا که ردپایی از علوم و فن آوری پیشرفته یافت میشود، حضوری آشکار یا پنهان داشته باشند و از طریق تماس مستقیم و نزدیک با مؤسسات و سازمانهای صنعتی پیشرفته، درسهایی بیاموزند که هرگز با نشستن درخانه حاصل نمیشود. به همین دلیل است که سیاستهای درونگرای فن آوری، تدریجاً که بتازگی در چارچوب سیاستهای برونگرای فن آوری مورد توجه ملتهای تازه صنعتی شده آسیا قرار گرفته است و ژاپن مدتها پیش از آنها استفاده کرده است، عبارتند از:
۱) آموزش فنی کارکنان در صنایع کشورهای پیشرفته
۲) تأسیس شرکتهای تابعه در کشورهای صنعتی
۳) ایجاد مراکز تحقیقاتی در کشورهای صنعتی
۴) ایجاد محافل و انجمنهای علمی و فنی بینالملل
۵) تأسیس مراکز آموزشی و تحقیقاتی «سطح بالا» در داخل کشور به سرپرستی دانشمندان و مؤسسات آموزشی و تحقیقاتی پیشرفته جهان
۶) تبادل آکادمیک از طریق دانشگاهها
۷) مشارکت صنایع داخلی با صنایع خارجی
۸) همکاری استراتژیک
۹) ثبت اختراعات ارزان قیمت خارجی در کشور
۱۰) تملک شرکتهای خارجی و یا خرید پارهای از سهام آنان
۱۱) استخدام متخصصین و دانشمندان خارجی
۱۲) ایجاد پایگاههای اطلاعاتی
انتقال فن آوری در ایران
الف) نگاهی بر انتقال فن آوری در برنامههای توسعۀ اول تا چهارم:
در نگاه نخست هیچ یک از برنامههای اول تا سوم به طور مستقیم به موضوع انتقال فن آوری اشاره ای ندارند و برنامۀ چهارم نیز تنها به نسبت سه برنامۀ پیش از خود به موضوع دانش و فناوری و جذب و انتقال آن حساس تر بوده است. اگر با دقت بیشتری برنامه های اول تا سوم را مورد مطالعه قرار دهیم در میان مواد و تبصرهها به اشارات غیرمستقیم و ضمنی در این رابطه میرسیم که با دیدگاهی سخت افزاری، انتقال فن آوری را تنها خرید ماشین آلات و تجهیزات از خارج از کشور دانسته و در رابطه با انتقال دانش فنی یا ارتباط مراکز نوآوری و بازار استراتژی و برنامه ای مشخص دیده نمی شود.
در برنامۀ اول توسعه (سالهای 68 تا 72) نکتۀ قابل توجه مدنظر قرار دادن ارزش افزودۀ ایجاد شده طی قراردادهایی که میان تولیدکنندگان داخلی و پیمانکاران خارجی و یا طی خرید ماشین آلات و تجهیزات است که به شاخصی برای سنجش میزان موفقیت انتقال فن آوری تبدیل شده است. چنانکه که قراردادهایی که با عمق ساخت داخل بالاتر آغاز به کار میکنند موفق تر ارزیابی میشوند. گاه شاید ورود مجموعه ای از تجهیزات و استفاده از آنها برای تولید محصولی در داخل به ظاهر نوعی انتقال فن آوری باشد، اما عملیات "فول مونتاژ" به هیچ عنوان نمیتواند انتقال فن آوری تلقی شود چرا که با عمق ساخت داخل صفر درصد اجرا میشود.
علاوه بر این، با توجه به دیدگاه سخت افزاری نسبت به انتقال فن آوری در این برنامه میتوان تبصرههای 18 و 20 را به عنوان تصمیماتی در راستای تسهیل ورود تجهیزات و انتقال فن آوری دانست. معافیت از اخذ گواهی عدم ساخت و از بررسی قیمت به فرآیند انتقال سرعت میبخشند و طرح ها را از خطر توجیهناپذیر شدن میرهاند. به طور کلی قانون برنامۀ اول توسعه بر حرکت در جهت بکارگیری عواید حاصل از صادرات نفت و دیگر کانیها در سرمایهگذاری، انتقال فن آوری و ارتقاء علمی وفنی کشور و همچنین بر انتخاب فن آوری مناسب کم ارز بر، اشتغالزا و بدون اتکاء بر انحصارات بین المللی تأکید داشته است.
با وجود تأکید بر انتقال فن آوری به عنوان ابزاری برای حل مشکلات در خط مشیهای اساسی کشور (فصل اول قانون برنامۀ دوم توسعه) تحت عنوان «نظامدهی و به کارگیری تحقیقات و انتقال فن آوری به عنوان ابزاری برای حل مشکلات و توسعۀ کشور» از میان 101 تبصرۀ این برنامه هیچ یک به شکل مستقیم به این امر نپرداختهاند و اهدافی برای توسعۀ نرمافزاری انتقال فن آوری یا تقویت ارتباط بین تحقیقات، کاربرد و آموزش تعیین نشده است. برنامۀ دوم توسعه حتی موارد مطرح شده در برنامۀ اول را توسعه نداده و رها کرده است. با توجه به مفهوم انتقال فن آوری که به تعبیری تبدیل اختراعات و ایده های نوین است به چیزی که در دسترس همگان قرار بگیرد برنامه سوم توسعه در فصل 11 مادۀ 103 دولت را موظف به ایجاد زیرساختهای ارتباطی وشاهراههای اطلاعاتی و تفکیک وظایف مجموعههای «تأمین اطلاعات»، «تأمین خدمات» و «تأمین ارتباطات» مینماید و آن را لازمۀ دستیابی آسان به اطلاعات داخلی و خارجی، زمینهسازی برای اتصال کشور به شبکههای جهانی میداند. فراهمسازی زیرساخت های ارتباطی و اطلاعاتی از دوجنبه حایز اهمیت است. نخست آنکه زیرساخت ها پایه های استقرار صحیح و ماندگار فنآوریهای انتقال یافته هستند و در مراحل جذب، بومی سازی و انتشار فن آوری نقشی اساسی ایفا کنند. دوم آنکه دستیابی آسان و صحیح به اطلاعات و اتصال به شبکۀ جهانی ما را در جایگاه مناسبی قرار میدهد تا با اطلاعاتی کافی و شناخت از بازار فن آوری و جریانات آن دست به انتقال فن آوری بزنیم. داشتن اطلاعات از طرفین عرضه کننده و تقاضاکننده برای شرکت کنندگان در بازار انتقال فن آوری الزامی است و در غیر این صورت شکست پروژه های انتقال و دریافت فن آوری های منسوخ یا آزمون نشده غیرقابل اجتناب است.
از موارد دیگری که در برنامۀ سوم توسعه حایز اهمیت است فعال شدن بانک تخصصی صنعت و معدن است که در جهت تجهیز منابع مالی بخش صنعت و معدن و تشویق، ترویج و هدایت بخش غیردولتی در سرمایه گذاری های صنعتی و معدنی، توسعۀ کارآفرینی که ارتباط مستقیم با انتقال نوآوریها به بازار مصرف دارد و کمک به انتقال فن آوری چندین اقدام در مادۀ 11 پیشبینی شده است. نگاه برنامۀ چهارم توسعه برخلاف برنامه های پیشین تنها بر خرید تجهیزات (سخت افزار) معطوف نیست. بلکه نرم افزار و فکرافزار نیز مدنظر قرار گرفته است. تعریف انتقال فن آوری در این برنامه متحول شده و توسعۀ قابلیت های فن آوریک و ارتقای سطح و جذب فناوری های برتر در بخشهای مختلف که انتقال ایده های نوین و نوآوری ها به بازار مصرف را نیز شامل میشود بیشتر مدنظر قرار گرفته است. در این راستا در مادۀ چهل این قانون دولت به ادغام شرکتها و بنگاه ها و شکل گیری شرکتهای بزرگ به منظور تسهیل رقابت و با رعایت شرایط کنترل انحصار و پیشگیری از ایجاد تمرکز موظف شده است. همچنین در جهت افزایش توان رقابت پذیری بنگاههای فعال در صنایع نوین که از پیش زمینه های انتقال فن آوری و محرک موتور انتقال است دولت به ایجاد مناطق ویژۀ صنایع، مبتنی بر فناوریهای برتر در جوار قطب های علمی صنعتی مکلف شده است. طبق این ماده دولت همچنین باید به سرمایه گذاری بنگاه های غیردولتی از طریق سرمایه گذاری های مشترک، ایجاد و توسعۀ نهادهای تخصصی و تأمین مالی فناوریها و صنایع نوین کمک نماید و به منظور بومی سازی و جذب هر چه بیشتر فناوری های پیشرفته, موسسات پژوهشی لازم برای توسعۀ فناوریهای کسب شده و جدید را از طریق مشارکت شرکت ها و بنگاه های اقتصادی با مراکز پژوهشی (آموزش عالی) کشور ایجاد نماید.
مادۀ 44 این قانون تأکید مجددیست بر مادۀ 103 قانون برنامه سوم توسعه که استقرار جامعۀ اطلاعاتی را در نظر دارد. مواد 45، 46، 47، 48 بیش از آن که انتقال فن آوری از خارج را مورد توجه قرار دهند به انتقال فن آوری هایی که در مراکز پژوهشی و تحقیقاتی داخلی ایجاد شده اند به بازار مصرف رابطۀ صنعت و تحقیقات و تجاریسازی دستاوردهای پژوهشی و نوآوری پرداخته اند. در این راستا طراحی و استقرار نظام جامع حقوق مالکیت معنوی، ملی و بین المللی، پیشبینی ساختارهای اجرایی لازم، تأمین و پرداخت بخشی از هزینه های ثبت جواز امتیاز علمی (patent)، بیمۀ قراردادهای پژوهشی و حتی، حمایت از کلیۀ پژوهش های سفارشی و ... اقدامات پیش بینی شده هستند.
قانون برنامۀ چهارم در مادۀ 24 اجرای قانون تشویق و حمایت از سرمایه گذاری خارجی مصوب 19/12/1380 را به منظور جلب سرمایه گذاری خارجی یادآور شده آن را یکی از راهکارهای کمک رسان به خصوصی سازی و آزادسازی دانسته است. اما نقش سرمایه گذاری خارجی در نظام فن آوری و نوآوری ایران در برخی گزارشات ناچیز دانسته شده است در کل، شرکتهای فراملیتی (TNCs) نقش مهمی در شکل دادن به ساختار بازارها و تعیین سرعت و جهت تغییرات فن آوریک دارند و حضور آنها در یک کشور میزبان فرصتی را برای یادگیری و انتقال دانش و مهارت از طریق شبکه های تهیه و توزیع و اثرات خارجی فراهم میآورد. اما شرکتهای فراملیتی در اقتصاد ایران نقشی حاشیه ای دارند. FDI یا سرمایهگذاری مستقیم خارجی مجموعهای همبسته از منافع مالی، فناوری، مهارتهای مدیریتی و تواناییهای بازاریابی و فروش است و لذا میتوان گفت که صرفاً مقوله مالی برای توسعۀ صنعتی واجد اهمیت نیست.
افزایش درآمدهای نفتی در ابتدای سالهای 1960 و 1970 دستیابی به فن آوری خارجی را آسانتر کرد و ایران در راستای سیاست جایگزینی واردات و صنعتی شدن درآمد نفتی خود را برای خرید فن آوری های خارجی صرف کرد اما چنین اقداماتی چون مقطعی و گسسته بوده اند، نتوانستهاند استفادۀ مؤثر از فن آوری ها و انطباق آنها را با شرایط کشور تضمین کنند. این روند امروزه نیز با اندکی بهبود وضعیت ادامه دارد. سرمایه گذاری مستقیم خارجی نیز در سالهای اخیر در بخش صنعت در رشته هایی بوده که دانش فنی و فن آوری آن در داخل کشور موجود است. اغلب طرحهای مشترک داخلی و خارجی که به تصویب رسیده مربوط به صنایع کوچک و متوسط بوده و کیفیت سرمایه گذاری ها بدین ترتیب با وجود رشد کمی نسبی ضعیف ارزیابی میشود.
ب) اقدامات و سیاست های اجرایی:
براساس مفاد ماده 14 قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور انتقال و استفاده از فناوريهاي جديد و منابع خارجي دراجراي پروژهها ضروری است. انتقال و به كارگيري فناوريهاي روزآمد، از جمله هدفهاي قانونگذار است. براي توسعه و بهرهبرداري از ميادين نفت و گاز كشور یا برخی حوزه های فناوری ارتباطات و اطلاعات فناوريهايي در جهان وجود دارد که تنها از طريق انعقاد قراردادهاي بينالمللي قابل دسترسی است.
هر چند فهرست روش های انتقال فن آوری بلند است اما اعمال این روشها در ایران با محدودیت های شناختی, عملی, قانونی و ... مواجه بوده است. فهرستی غیر قطعی از این روشها به قرار ذیل است:
سرمایه گذاری خارجی, مهندسی معکوس, قراردادهای همکاری فنی و حق امتیاز, تاسیس شرکت در کشورهای پیشرفته صنعتی, سرمایه گذاری مشترک, قراردادهای کلید در دست, انعقاد قراردادهای فرعی, استخدام پرسنل فنی یا اعزام کارشناسان به مراکز فنی, برگزاری کنفرانس ها و نمایشگاه ها, ایجاد یا حضور در شبکه ها, واردات ماشين آلات, برنامه ریزی دولتی, استفاده از روش های مدیریت پروژه و مدیریت تحقیق, استفاده از شرایط خاص سیاسی (فروپاشی شوروی) یا رقابت بین شرکت های خارجی, و... .
هرچند نمی توان همه روشها را به موارد فوق محدود کرد اما این موارد از عمده ترین تجربیات محسوب می شوند.
نتیجهگیری
نمیتوان برای دستیابی به موقعیتها و شرایط مختلف، به استفاده از یک روش خاص برای انتقال فن آوری اتکا کرد زیرا روشهای انتقال فن آوری برحسب نوع فن آوری مورد انتقال و شرایط ویژه هر یک، متفاوت است. درجه و میزان تأثیر و موفقیت هر یک از روشهای انتقال فن آوری، همچنین بستگی به میزان تواناییهای جذب و درک دانش فنی انتقالگیرنده فن آوری دارد. بنابراین میتوان چنین نتیجهگیری کرد که عوامل مهم تعیینکننده روش انتقال فن آوری، تا مقدار بسیاری شامل ترکیبی از تمایل انتقالدهنده فن آوری برای عرصه فن آوری، دانش فنی و همچنین توانایی دریافتکننده فن آوری برای کسب و جذب فن آوری است. اهمیت انتخاب روشهای انتقال فن آوری بسیاری از کشورهای در حال توسعه را بر آن داشت که انواع مختلف روشهای اکتساب فن آوری را برای انتخاب مناسبترین آنها آزمایش کند.
منابع:
1. انتقال فن آوری، روشها و مراحل، گزارش تراز مطالعات مدیریت و بهرهوری ایران وابسته به دانشگاه تربیت مدرس.
2. ضوابط، مقررات و روشهای مناسب انتقال فن آوری به کشور، دانشگاه علم و صنعت ایران، پایاننامه، علیرضا توکلی.
3. ق یوسفپور، انتقال فن آوری در جهان سوم و ایران،
4. کیومرث اشتریان، انتقال فن آوری در ايران، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
5. مبانی فن آوری و انتقال فن آوری از منظر سیاستگذاری برای توسعه فن آوری، به اهتمام مهندس عباس فلاح.
6. منوچهر منطقي. روشهــاي مختلـف انتقــال فن آوری – اولين دوره مديريت تکنولوژي هوا فضاي ايران
منابع الکترونیک:
1. ماهنامه صنعت خودرو www.sanatekhodro.com
2. وب سایت www.aftab.ir